یادداشتی از دکتر محمد اصغری، سردبیر مجله پژوهشهای فلسفی دانشگاه تبریز؛
هوش مصنوعی در آینه دانشگاه تبریز؛ بازتابی به وسعت جهان
هوش مصنوعی امروز دیگر صرفاً یک فناوری نوظهور یا ابزاری در کنار سایر دستاوردهای علمی و صنعتی بشر نیست؛ بلکه به زیرساختی فراگیر تبدیل شده است که بهتدریج تمامی ابعاد زندگی انسان، از علم و اقتصاد گرفته تا فرهنگ، سیاست، حقوق و روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. ویژگی منحصربهفرد این تحول در آن است که هوش مصنوعی برخلاف بسیاری از انقلابهای بزرگ تاریخ، صرفاً در یک حوزه محدود باقی نمانده، بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی جداییناپذیر از زیست انسانی است. اکنون با پدیدهای مواجهیم که دیگر نمیتوان آن را تنها ابژهای در برابر انسان دانست؛ بلکه باید آن را بهعنوان «دیگری در کنار انسان» و بخشی از واقعیت جدید زندگی بشر به رسمیت شناخت.
در چنین شرایطی، مجله پژوهشهای فلسفی دانشگاه تبریز با انتشار ویژهنامه «هوش مصنوعی در افق بینرشتهای» در شماره ۵۶، پاییز ۲۰۲۶، تلاش کرده است آینهای از اندیشههای فلسفی و علمی جهان درباره این پدیده نوظهور باشد؛ آینهای که در آن دیدگاهها و تأملات جمعی از برجستهترین اندیشمندان و صاحبنظران بینالمللی بازتاب یافته است.
یکی از مهمترین مباحث مطرحشده در این ویژهنامه، ظرفیت هوش مصنوعی برای ایجاد پیوند میان رشتههای مختلف دانش است. پروفسور مایکل پیترز در آثار خود به این موضوع توجه کرده و هوش مصنوعی را نوعی زیرساخت معرفتی میداند که میتواند زمینه اتصال و تعامل حوزههای گوناگون دانش را فراهم کند. این ایده مرا به یاد داستان سیمرغ عطار میاندازد؛ جایی که سی مرغ پس از عبور از دشواریهای بسیار درمییابند حقیقتی که در جستوجوی آن بودهاند، در وحدت و همکاری خودشان نهفته است. شاید بتوان از این داستان چنین نتیجه گرفت که حقیقت در جهان پیچیده امروز، بیش از آنکه امری منفرد و بیرونی باشد، حاصل تعامل و همکاری دانشها و اندیشههای مختلف است.
بااینحال، گسترش هوش مصنوعی نباید ما را از مخاطرات و چالشهای آن غافل کند. یکی از مهمترین این چالشها، مسئله مسئولیتپذیری اخلاقی است. پروفسور دیوید بوج در مقاله خود بهگونهای مستقیم و غیرمستقیم به این مسئله پرداخته است. پرسش اساسی این است که در عصر گسترش سامانههای هوشمند، مسئولیت اخلاقی تصمیمها و عملکردها بر عهده چه کسی خواهد بود؟ از سوی دیگر، پروفسور رابرت هانا با طرح موضوع هوش عاطفی و اهمیت بدنمندی انسانی، بر جنبههایی از وجود انسان تأکید میکند که بهسادگی قابل تقلیل به محاسبات و پردازشهای ماشینی نیستند. هوش عاطفی و تجربه زیسته انسانی همچنان از ویژگیهایی هستند که باید در هرگونه مقایسه میان هوش طبیعی و مصنوعی مورد توجه قرار گیرند. از این منظر، هوش مصنوعی را میتوان سایهای از تواناییهای انسانی دانست، نه جایگزینی کامل برای انسان.
حضور اندیشمندانی چون مایکل پیترز و اسلاوی ژیژک در این ویژهنامه، نشاندهنده اهمیت نگاه انتقادی به ماهیت هوش مصنوعی است. این فناوری هرچند ظرفیتهای گستردهای برای بهبود زندگی بشر دارد، اما پذیرش بیچونوچرای آن میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای به همراه داشته باشد. همزیستی انسان و هوش مصنوعی تنها زمانی میتواند به نتیجهای مطلوب برسد که بر پایه طراحی اخلاقی، نظارت آگاهانه و حکمرانی مسئولانه شکل بگیرد.
در این میان، دیدگاه اسلاوی ژیژک اهمیت ویژهای دارد. او در دو مقاله منتشرشده در این ویژهنامه، از منظر فلسفی به بررسی هوش مصنوعی پرداخته است. از نظر ژیژک، مسئله صرفاً مهار هوش مصنوعی نیست، بلکه باید ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی هنریای را بررسی کنیم که توسعه این فناوری در بستر آنها صورت میگیرد. این نگاه ما را به یاد اندیشههای هایدگر درباره نسبت تفکر و فناوری میاندازد. به اعتقاد من، تفکر انتقادی باید همواره همچون ابری بر فراز هوش مصنوعی حضور داشته باشد تا مانع از تبدیل شدن آن به نیرویی مسلط و کنترلناپذیر در زندگی انسان شود.
موضوع اخلاق و هوش مصنوعی نیز از دیگر محورهای اساسی این مجموعه مقالات است. با توسعه روزافزون سامانههای هوشمند، پرسش درباره مسئولیت، پاسخگویی و حدود اختیارات آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرچند ممکن است هوش مصنوعی در برخی زمینهها عملکردی مستقل از مداخله مستقیم انسان داشته باشد، اما این استقلال عملیاتی نباید به معنای انتقال یا حذف مسئولیت انسانی تلقی شود. ما نباید هوش مصنوعی را بهعنوان فاعلی اخلاقی به رسمیت بشناسیم و مسئولیت نهایی تصمیمها و پیامدهای استفاده از آن را از انسان سلب کنیم.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی به عرصه اقتصاد نیز وارد شده و تحولات گستردهای را در این حوزه رقم زده است. مقاله پروفسور مایکل پیترز با عنوان «از سرمایهداری سایبرنتیک تا اَبَرسرمایهداری دیجیتال» به همین موضوع میپردازد و نشان میدهد که هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار فناورانه نیست، بلکه بخشی از تحول عمیق ساختارهای اقتصادی و سیاسی جهان معاصر به شمار میرود. بنابراین، تحلیل این پدیده بدون توجه به مناسبات قدرت، سرمایه و اقتصاد دیجیتال ناقص خواهد بود.
ابعاد حقوقی هوش مصنوعی نیز از موضوعاتی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. دکتر فرجپور و پروفسور دیوید گانکل در مقالات خود بر ضرورت بازنگری در رویکردهای حقوقی تأکید کردهاند. پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که ماشین چیست یا چه جایگاهی دارد؛ بلکه باید مشخص شود در قبال تصمیمها و عملکردهای یک سامانه هوشمند، چه فرد یا نهادی مسئول و پاسخگو خواهد بود. این پرسش نشان میدهد که هوش مصنوعی به حوزههای مختلف زندگی انسانی وارد شده و نظامهای حقوقی نیز باید متناسب با این تحولات بازاندیشی شوند.
در کنار این مباحث، نسبت هوش مصنوعی با روان انسان و ناخودآگاه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. اسلاوی ژیژک در مقاله «هوش مصنوعی ۲» با بهرهگیری از مفاهیم روانکاوی لاکان، به بررسی ماهیت هوش مصنوعی میپردازد. از منظر او، هوش مصنوعی به نظم نمادین تعلق دارد، اما نوعی نظم نمادین ماشینی و فاقد سوژه انسانی است که نه بر اساس میل انسانی، بلکه با نوعی رانه دانستن (Wissenstrieb) حرکت میکند. چنین نگاهی امکان بررسی تناقضهای درونی هوش مصنوعی را از منظر فلسفه هگل و روانکاوی لاکان فراهم میسازد.
آنچه از مجموع مقالات این ویژهنامه میتوان دریافت، ضرورت حفظ نگاه انتقادی و انسانی در مواجهه با هوش مصنوعی است. ما در آستانه عصری قرار داریم که همزیستی انسان و ماشین بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است؛ اما این همزیستی نباید به معنای واگذاری مطلق اختیار و مسئولیت انسان به سامانههای هوشمند باشد. توسعه فناوری باید در چارچوبی صورت گیرد که در آن کرامت انسانی، مسئولیت اخلاقی، آزادی و حدود وجودی انسان همچنان محترم شمرده شوند.
ویژهنامه «هوش مصنوعی در افق بینرشتهای» تلاشی است از سوی مجله پژوهشهای فلسفی دانشگاه تبریز برای گشودن افقهای تازه در این گفتوگوی جهانی و نشان دادن اینکه مواجهه با هوش مصنوعی، پیش از آنکه صرفاً مسئلهای فناورانه باشد، مسئلهای عمیقاً فلسفی، انسانی و تمدنی است.
در پایان، لازم میدانم از تمامی نویسندگان و اندیشمندانی که با مشارکت علمی خود در انتشار این ویژهنامه سهم داشتهاند، صمیمانه قدردانی کنم؛ بهویژه پروفسور مایکل پیترز که با سه مقاله، پروفسور اسلاوی ژیژک که با دو مقاله و همچنین پروفسور دیوید گانکل، پروفسور دیوید بوج و پروفسور رابرت هانا که با آثار ارزشمند خود به غنای علمی این مجموعه افزودهاند. برای تمامی این اندیشمندان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
دکتر محمد اصغری
سردبیر مجله پژوهشهای فلسفی دانشگاه تبریز
https://philosophy.tabrizu.ac.ir/issue_2282_2400.html?lang=en

نظر شما :