از دانشگاه تا میدان ترور؛ روایت ناگفته همسر شهید فریدون عباسی

۱۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۴:۵۰ کد : ۲۷۹۲۹ اخبار
تعداد بازدید:۶۸

 

شهید فریدون عباسی را می‌توان از جمله چهره‌هایی دانست که زندگی علمی، دانشگاهی و مسئولیت ملی را در مسیری واحد دنبال کرد؛ دانشمندی که در کنار فعالیت‌های تخصصی و اجرایی، ارتباط نزدیک با دانشجویان و دغدغه‌مندی نسبت به آینده علمی کشور را بخش مهمی از زندگی خود می‌دانست. روایت زندگی او، اما تنها در سوابق علمی و مسئولیت‌هایش خلاصه نمی‌شود؛ دو حادثه ترور، سال‌ها زندگی در سایه تهدید و سرانجام شهادت در پی حمله به محل سکونتش، بخش دیگری از این روایت است.

در هفته دفاع مقدس، کانون دخترانه ریحانه دانشگاه تبریز در گفت‌وگویی با دکتر شبان آزاد، همسر شهید فریدون عباسی، به سراغ بخش‌هایی کمتر روایت‌شده از زندگی این دانشمند شهید رفته است؛ از دغدغه‌های علمی و دانشگاهی و نگاه او به دانشجویان و ضرورت پیوند دانشگاه با صنعت، تا خاطرات سال‌های زندگی مشترک، نخستین حادثه ترور در سال ۱۳۸۹ و آخرین شب زندگی و شهادت او.

دکتر شبان آزاد که خود در هر دو حادثه ترور در کنار همسرش حضور داشته، در این گفت‌وگو علاوه بر بازخوانی بخشی از خاطرات زندگی شهید عباسی، از نگرانی‌ها و تهدیدهایی سخن می‌گوید که سال‌ها بر زندگی خانواده سایه افکنده بود؛ روایتی شخصی و در عین حال تاریخی که تصویری متفاوت از یک استاد دانشگاه، دانشمند، مدیر و «سرباز وطن» ارائه می‌کند.

روایت همسر شهید فریدون عباسی از دغدغه‌های علمی، دانشجویان و دو حادثه ترور

همسر شهید فریدون عباسی در گفت‌وگویی به تشریح ابعاد مختلف زندگی علمی و دانشگاهی این دانشمند شهید، نوع ارتباط او با دانشجویان، دغدغه‌هایش برای پیوند میان دانشگاه و صنعت و همچنین روایت دو حادثه ترور در سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۴۰۴ پرداخت.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه تبریز، دکتر شبان آزاد، همسر شهید فریدون عباسی، در این گفت‌وگو با اشاره به سابقه علمی و حرفه‌ای خود اظهار کرد: «من شبان آزاد هستم، همسر شهید عباسی و به واسطه کاری که داشتم، در هر دو حادثه ترور همراه ایشان بودم.»

وی با اشاره به تحصیلات خود در رشته مهندسی مواد، گرایش شکل‌دهی فلزات، و ادامه تحصیل در حوزه مدیریت سیستم و بهره‌وری افزود: در حوزه کنترل پروژه فعالیت داشته و به واسطه همین فعالیت‌ها، در برخی پروژه‌های مرتبط با شهید فریدون عباسی و شهید مجید شهریاری نیز حضور داشته است.

دغدغه شهید عباسی برای علم، دانشگاه و دانشجویان

آزاد در ادامه با اشاره به آخرین کنفرانس هسته‌ای که در اوایل خردادماه ۱۴۰۴ در مشهد برگزار شد، گفت: این کنفرانس هر سال با حضور دانشجویان، استادان و شرکت‌های فعال در حوزه هسته‌ای برگزار می‌شد و فرصتی بود تا دانشجویان دستاوردهای علمی خود را ارائه کنند و با مجموعه‌های تخصصی و مسیرهای شغلی آینده آشنا شوند.

وی با اشاره به یکی از پنل‌های این کنفرانس با موضوع نقش زنان در معاهدات و مذاکرات هسته‌ای افزود: در این نشست درباره نقش زنان در فرآیندهای صلح و مذاکرات نیز بحث و تبادل نظر شد و مطالعه‌ای ارائه شد که بر اساس آن، حضور زنان در مذاکرات هسته‌ای می‌تواند با افزایش رویکردهای صلح‌محور همراه باشد.

همسر شهید عباسی همچنین با نقل خاطره‌ای از برخورد وی با یکی از دانشجویان دختر حاضر در این برنامه اظهار کرد: این دانشجو هنگام بیان تجربه خود از فضای دانشگاه و اهمیت قضاوت نشدن افراد بر اساس ظاهر و نوع پوشش، متأثر شده بود. شهید عباسی در چنین موقعیت‌هایی همواره بر توانایی علمی، شخصیت و ظرفیت‌های فردی دانشجویان تأکید داشت و ظاهر افراد را ملاک ارزیابی آنان قرار نمی‌داد.

آزاد با تأکید بر اینکه شهید عباسی تلاش می‌کرد دانشجویان را از فضای صرفاً نظری دانشگاه به عرصه واقعی فعالیت‌های تخصصی وارد کند، افزود: یکی از نمونه‌های این رویکرد، حمایت او از جمعی از دانشجویان سال اول رشته کاربرد پرتوها بود که به دلیل نداشتن مقاله و محدودیت مالی، امکان حضور در یک کنفرانس تخصصی را نداشتند.

وی ادامه داد: این دانشجویان با مراجعه به شهید عباسی توانستند با هماهنگی وی به صورت رایگان در کنفرانس حضور پیدا کنند و در بخش اجرایی و پشتیبانی برنامه نیز فعالیت داشته باشند.

به گفته آزاد، شهید عباسی همواره بر ایجاد ارتباط میان دانشجویان رشته‌های مرتبط با لیزر، انرژی اتمی و علوم هسته‌ای با مجموعه‌های تخصصی تأکید داشت و معتقد بود دانشجویان باید بتوانند آموخته‌های دانشگاهی خود را در محیط واقعی کار تجربه کنند.

«درس بخوانید؛ هر چیزی که یاد می‌گیرید، جایی کاربرد دارد»

همسر شهید فریدون عباسی با اشاره به یکی از توصیه‌های همیشگی وی به دانشجویان گفت: شهید عباسی معتقد بود دانشگاه نباید صرفاً به دریافت مدرک محدود شود و هر مطلب علمی که دانشجو می‌آموزد، ممکن است در آینده کاربرد داشته باشد؛ حتی اگر دانشجو در زمان یادگیری، کاربرد آن را نداند.

وی با نقل خاطره‌ای از درس کریستالوگرافی افزود: زمانی تصور می‌کرد برخی فرمول‌های این درس کاربرد مشخصی در حوزه کاری او ندارد و این موضوع را با شهید عباسی مطرح کرده بود. در یکی از امتحانات، ۲۵ نمره از ۱۰۰ نمره به همان مباحث اختصاص یافت و شهید عباسی تمام ۲۵ نمره را کسب کرد.

آزاد همچنین از شهید منصور عسگری یاد کرد و گفت: وی نیز در همان بخش نمره قابل توجهی کسب کرد، زیرا شهید عباسی این مباحث را به او آموزش داده بود.

وی در جمع‌بندی این خاطره اظهار کرد: «یک چیزی که می‌خوانید، یک جایی کاربرد دارد. شاید شما الان متوجه نباشید، اما ممکن است کنار شما کسی باشد که به‌شدت به همان مطلب و همان فرمول نیاز داشته باشد.»

به گفته آزاد، ارتباط شهید عباسی با دانشجویان نیز صرفاً به مسائل علمی محدود نمی‌شد و برخی دانشجویان برای مشورت درباره مسائل شخصی و حتی موضوع ازدواج نیز به وی مراجعه می‌کردند.

شهید عباسی؛ از جبهه تا دانشگاه و مسئولیت‌های ملی

همسر شهید عباسی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به نگاه وی به مسئولیت اجتماعی و ملی گفت: «شهید عباسی قبل از آنکه دانشجو و یا جهادگر باشد، قبل و بعد از انقلاب یک سرباز وطن بود.»

وی افزود: شهید عباسی در دوران دفاع مقدس با عنوان «سنگرساز بی‌سنگر» در جبهه‌ها خدمت کرد و حتی در دوره‌هایی که مسئولیت‌هایی همچون نمایندگی مجلس یا ریاست سازمان انرژی اتمی را بر عهده داشت، خود را همچنان سرباز وطن می‌دانست.

آزاد با اشاره به استادان شهید عباسی، از جمله استاد ثبوتی و استاد فائق، اظهار کرد: این استادان به او آموخته بودند که ابتدا جایگاه و هویت دانشجویی خود را حفظ کند و پس از آن به فعالیت‌های دیگر بپردازد. شهید عباسی نیز همواره از استادانی که از آنان علم آموخته بود با احترام یاد می‌کرد.

وی درباره نگاه شهید عباسی به صنعت هسته‌ای نیز گفت: از دیدگاه او، توسعه صنعت هسته‌ای صرفاً به معنای پیشرفت در یک حوزه تخصصی نبود، بلکه فناوری هسته‌ای می‌توانست زمینه‌ساز ارتقای استانداردهای زندگی مردم و توسعه فناوری‌ها و صنایع مختلف باشد.

روایت نخستین حادثه ترور؛ ۸ آذر ۱۳۸۹

آزاد در ادامه به نخستین حادثه ترور شهید عباسی در ۸ آذر ۱۳۸۹ پرداخت و جزئیاتی از آن روز را روایت کرد.

وی گفت: «یک دقیقه مانده بود به ساعت هشت، ما سر میدان شهید شهریاری، که آن زمان میدان دانشِ بلوار دانشجو بود، بودیم که صدایی شنیدیم.»

به گفته وی، شهید عباسی هنگام حرکت با خودرو متوجه صدایی غیرعادی شد و پس از مشاهده یک موتورسوار، احتمال وجود بمب را مطرح کرد. او از همسرش خواست از خودرو پیاده شود، اما آزاد در ابتدا تصور کرد ممکن است برداشت وی اشتباه باشد.

وی ادامه داد: «من کمربندم را باز کردم و اطرافم را نگاه کردم، اما پیاده نشدم. همسرم با عجله برگشت و گفت چرا پیاده نشدی.»

آزاد افزود: در همان لحظات ترکش‌ها به سمت راست بدنش اصابت کرد و پیش از آنکه بتواند به طور کامل از خودرو خارج شود، انفجار رخ داد. به گفته وی، پایین بودن سرعت خودرو در آن لحظه امکان توقف آن را فراهم کرد و همین موضوع فرصتی ایجاد کرد تا بتوانند از محل حادثه فاصله بگیرند و جان خود را نجات دهند.

تهدیدهایی که پیش از ترور آغاز شده بود

همسر شهید عباسی با اشاره به تهدیدهایی که پیش از نخستین حادثه ترور متوجه خانواده شده بود، گفت: خانواده برای حفظ امنیت، آموزش‌های لازم را دریافت کرده بودند، اما آنچه رخ داد، تجاوز آشکار به حریم خصوصی خانواده بود.

وی درباره تماس‌های تهدیدآمیز نیز اظهار کرد: «تماس‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات بود. به ما کدی می‌دادند و سؤال می‌کردند که همسرم الان کجاست، مشغول چه کاری است و حتی از دانشجویان اطلاعات می‌گرفتند.»

آزاد افزود: برخی تماس‌ها از خارج از کشور و برخی نیز از طریق اینترنت برقرار می‌شد و تماس‌گیرندگان معمولاً خود را به عنوان افراد یا سازمان‌های مشخص معرفی نمی‌کردند و تلاش داشتند با طرح موضوعات مختلف، اطلاعاتی درباره شهید عباسی به دست آورند.

وی ادامه داد: «ما مجبور شدیم همیشه در سایه امنیت شدید زندگی کنیم. وجود محافظان کمک بزرگی بود. سفرهای دو نفره ممکن نبود و در مکان‌های عمومی همیشه احتیاط می‌کردیم. سعی کردیم فرزندان را از این شرایط دور نگه داریم و امنیت خانواده را حفظ کنیم.»

آزاد در پاسخ به پرسشی درباره مسئولیت این حمله نیز گفت: درباره عاملان و نحوه اجرای عملیات مطالب مختلفی منتشر شده و در برخی گزارش‌های رسانه‌ای نیز به دقت عملیات اشاره شده است. وی همچنین به گزارش‌های منتشرشده در نشریه «اشپیگل» درباره مطرح بودن نام شهید عباسی و اطلاع قبلی رژیم صهیونیستی از این موضوع اشاره کرد.

 آخرین شب زندگی شهید فریدون عباسی

همسر شهید عباسی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به آخرین شب زندگی وی اشاره کرد و گفت: شهید عباسی نزدیک غروب به خانه بازگشت، مدتی استراحت کرد، نماز خواند و پس از صرف شام بار دیگر مشغول کار شد.

به گفته آزاد، شهید عباسی تا نیمه‌های شب با تلفن همراه خود در حال پیگیری امور، پاسخ‌گویی به پیام‌ها و ارتباط با دوستان و منتقدان بود و با لحنی طنزآمیز گفته بود: «لشکر یه نفرم داره کار می‌کنه.»

وی ادامه داد: حدود ساعت یک و نیم بامداد خوابید و آخرین تصویری که از همسرش به یاد دارد، او را در حال کار با تلفن همراه نشان می‌دهد.

آزاد افزود: ساعتی بعد، صدای انفجاری شدید او را از خواب بیدار کرد و در ادامه دو انفجار دیگر نیز رخ داد. به روایت وی، ساختمان محل سکونت هدف سه موشک قرار گرفته بود.

وی درباره لحظات پس از حمله گفت: «حدود یک ساعت و نیم زیر آوار گیر کرده بودم و تلاش زیادی کردم تا خودم را آزاد کنم. یک دستم زیر آوار مانده بود، اما به طور معجزه‌آسا توانستم نجات پیدا کنم.»

به گفته آزاد، در جریان این حمله، شهید عباسی از طبقه سیزدهم ساختمان سقوط کرد و پیکر وی صبح روز بعد در طبقات پایین پیدا شد.

 آخرین تصویر؛ چهره‌ای آرام پس از سال‌ها مجاهدت

همسر شهید عباسی درباره لحظه‌ای که پیکر همسرش را مشاهده کرد، اظهار کرد: چهره او آرام بود و گرد و غبار بر صورتش نشسته بود. در ابتدا تصور کردم سالم است، اما بعد متوجه شدم ترکش بزرگی از پشت گردن وارد شده و بر اثر موج انفجار و سقوط از طبقه سیزدهم، استخوان‌های بدنش آسیب دیده است.

آزاد این تصویر را به چهره شهید عباسی در روزهای دفاع مقدس و زمان آزادسازی خرمشهر تشبیه کرد و گفت: «اسم شوهر من فریدون بود و واقعاً ظاهرش میومد که از جنگ با ضحاک برگشته، شکستش داده و داره استراحت می‌کنه.»

وی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نقش رژیم اسرائیل و حمایت برخی کشورها از این اقدامات اظهار کرد: «هر کسی که این اقدامات را توجیه کند، من از او شکایت دارم. صدای ما می‌تواند مؤثر باشد و باید فریاد بزنیم و حق خود را پیگیری کنیم.»

روایت دکتر شبان آزاد از زندگی و شهادت فریدون عباسی، تصویری از دانشمندی ارائه می‌کند که در نگاه خانواده، علم، دانشگاه، تربیت دانشجو، فعالیت تخصصی و مسئولیت ملی را از یکدیگر جدا نمی‌دانست؛ مسیری که از سال‌های دفاع مقدس و حضور در جبهه‌ها تا فعالیت‌های علمی و مسئولیت‌های اجرایی ادامه یافت و سرانجام با دو حادثه ترور و شهادت وی همراه شد.

این مصاحبه خبری به مناسبت هفته دفاع مقدس و به همت مدیریت امور فرهنگی دانشگاه تبریز، توسط کانون دخترانه ریحانه این دانشگاه انجام شده است. این گفت‌وگو با هماهنگی امید بخشی، توسط زهرا شاکر، دبیر کانون دخترانه ریحانه، و زهرا عظیمی، عضو این کانون، با دکتر شبان آزاد، همسر شهید فریدون عباسی، انجام شده است.

آخرین ویرایش ۱۲ مهر ۱۴۰۵

نظر شما :