روزنوشت خبرنگار اعزامی روابط عمومی دانشگاه تبریز به آیین تشییع قائد اعظم شهید
روز اول؛ بدرقه در تهران؛
موقعیت: مصلای اعظم تهران
برخی اوقات انسان آنقدر به حضور یک نفر عادت میکند که نبودنش را نمیتواند باور کند. روز نخست بدرقه رهبر شهید سید علی خامنهای عزیز است و من در میان سیل جمعیت در مصلای تهران نشسته ام.
روز بهت و اندوهی عمیق است؛ سیل جمعیت را می بینم که وارد مصلی می شوند. خیابانهای اطراف مصلی، از هم اکنون، سرشار از عاشقان ولایت شده است. مردم حیرت زده را می بینم که ذهنهاشان در پذیرش این فقدان بزرگ درنگ دارد، انگار هنوز هم رهبرمان هر چند روز یکبار سخنرانی میکند و ما میبینیمشان…
اما نه امروز اینطور نیست؛ تهران در سکوتی سنگین و اشکآلود فرو رفته و مردمی که سالها با نام و یاد ایشان زیستهاند، امروز برای وداع آمدهاند.
این روزها، روزهای دلتنگی برای رهبر شهید ایران حضرت امام سیدعلی خامنهای است؛ شخصیتی که بسیاری او را از نزدیک ندیده بودند اما حضورش را در زندگی اجتماعی و باور های خود احساس میکردند. پیوند عاطفی مردم با او فراتر از فاصلهها شکل گرفته بود و اکنون این پیوند در قالب اندوهی جمعی نمایان شده است.
من در نخستین روز و اولین لحظات این بدرقه تاریخی، خودم را به مصلی رسانده ام.
واژهها از توصیف حجم اندوه مردم ناتواناند. تنها میتوان به جمعیتی نگریست که آمدهاند تا با اشک و سکوت، با شهید خیابان کشوردوست وداع کنند؛ وداعی که به حافظه جمعی این سرزمین خواهد پیوست...
خبرنگار اعزامی روابط عمومی دانشگاه تبریز
مصلی اعظم تهران؛ آیین تشییع امام شهید

نظر شما :