نشست تخصّصی «از بحران آب تا سلامت غذا» در دانشگاه تبریز
نشست تخصّصی «از بحران آب تا سلامت غذا» با محوریت «از دریاچه ارومیه تا سلامت انسان، حیوان و محیطزیست با رویکرد سلامت واحد»، با حضور جمعی از اساتید این حوزه همچنین جمع کثیری از دانشجویان علاقمند و اعضای فعّال کانونها و انجمنهای علمی دانشجویی، به همّت کانون محیطزیست و انجمن علمی بهداشت مواد غذایی و آبزیان دانشگاه تبریز در تالار شهید باکری این دانشگاه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه تبریز، دکتر ابوالفضل مجنونی؛ عضو هیأت علمی گروه مهندسی آب و مدیر امور پژوهشی دانشگاه تبریز طی سخنانی با تأکید بر اینکه بحران دریاچه ارومیه بیش از آنکه ریشه در عوامل اقلیمی داشته باشد، حاصل تصمیمات و مداخلات انسانی است، گفت: حدود ۷۰ درصد عوامل مؤثر در خشکشدن دریاچه ارومیه به مسائل انسانی و مدیریتی بازمیگردد و تنها ۳۰ درصد به عوامل طبیعی و اقلیمی مربوط است.
وی با بررسی وضعیت منابع آب حوضه دریاچه ارومیه اظهار کرد: دریاچه ارومیه یکی از بزرگترین تالابهای کشور است که امروز بهطور جدی در معرض خطر قرار دارد. بررسی وضعیت منابع و مصارف آب در این حوضه نشان میدهد که از مجموع حدود ۷۱۳۶ میلیون مترمکعب منابع آب تجدیدپذیر سالانه، بیش از ۵۲۸۹ میلیون مترمکعب مصرف میشود که حدود ۴۶۹۹ میلیون مترمکعب آن به بخش کشاورزی اختصاص دارد و سهم شرب، بهداشت، صنعت و سایر مصارف نیز حدود ۵۸۸ میلیون مترمکعب است.
وی با بیان اینکه حدود ۷۵ درصد منابع آب تجدیدپذیر حوضه دریاچه ارومیه مصرف میشود، افزود: بخش عمده این مصرف، یعنی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد، به کشاورزی اختصاص دارد. بر اساس شاخصهای کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد، مصرف کمتر از ۲۰ درصد منابع آب در محدوده ایمن، مصرف ۲۰ تا ۴۰ درصد در محدوده قابل قبول و مصرف بیش از ۴۰ درصد در محدوده پرخطر قرار میگیرد. بنابراین، حوضه دریاچه ارومیه با مصرف حدود ۷۵ درصد منابع آب تجدیدپذیر خود، در شرایط بسیار پرخطری قرار دارد.
دکتر مجنونی با اشاره به برنامههای پیشین احیای دریاچه ارومیه تصریح کرد: در دهههای گذشته هدفگذاری شده بود که حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از مصرف آب حوضه کاهش یابد؛ اما این برنامهها به دلیل نگاه مقطعی، اجرای ناقص پروژهها، تغییر اولویتها با تغییر دولتها و نبود تداوم در سیاستگذاری، به نتیجه مطلوب نرسید.
سهم ۷۰ درصدی عوامل انسانی در خشکشدن دریاچه ارومیه
مدیر امور پژوهشی دانشگاه تبریز با اشاره به نتایج جمعبندی مطالعات کارشناسی دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه تبریز و دانشگاه صنعتی شریف گفت: بر اساس بررسیهای انجامشده، حدود ۳۰ درصد عوامل مؤثر در خشکشدن دریاچه ارومیه طبیعی و اقلیمی و حدود ۷۰ درصد ناشی از عوامل انسانی و مدیریتی است. بنابراین، نمیتوان تمام مسئولیت این بحران را به تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی نسبت داد.
وی یکی از مشکلات جدی در مدیریت منابع آب را اجرای برخی طرحهای نادرست در قالب برنامههای احیای دریاچه ارومیه دانست و افزود: در برخی پروژهها، افزایش راندمان آبیاری بدون برنامهریزی برای بازگرداندن آب صرفهجوییشده به آبخوانها یا دریاچه، عملاً به توسعه سطح زیر کشت و افزایش مصرف آب منجر شد. این مسئله نمونهای از آن چیزی است که در ادبیات مدیریت منابع آب از آن بهعنوان «تله بهرهوری آبیاری» یاد میشود؛ یعنی افزایش بهرهوری در ظاهر اتفاق میافتد، اما به دلیل نبود مدیریت مصرف، فشار بیشتری بر منابع آب وارد میشود.
کاهش ارتباط ورودیهای دریاچه با میزان بارندگی
این عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز با اشاره به مطالعات هیدرولوژیکی انجامشده در حوضه دریاچه ارومیه خاطرنشان کرد: بررسی دادههای آماری از سال ۱۳۷۴ به بعد نشان میدهد که ورودی آب به دریاچه دیگر مانند گذشته از الگوی بارشها تبعیت نمیکند. حتی در دورههایی که میزان بارندگی افزایش یافته و شرایط ترسالی حاکم بوده است، افزایش متناسبی در روانآبهای ورودی به دریاچه مشاهده نشده است.
وی ادامه داد: این موضوع نشان میدهد که عوامل دیگری همچون برداشتهای گسترده از منابع آب سطحی و زیرزمینی، سدسازی، توسعه اراضی کشاورزی و تغییرات مدیریتی در کاهش ورودی آب به دریاچه نقش تعیینکنندهای دارند. مطالعات چندبعدی انجامشده در سالهای اخیر نیز با در نظر گرفتن عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، کاهش جریانهای ورودی به دریاچه را تأیید میکند.
حوضه دریاچه ارومیه تقریباً بهطور کامل تحت فشار برداشت آب قرار گرفته است
دکتر مجنونی با اشاره به پراکندگی چاههای آب و تأسیسات برداشت از منابع سطحی در حوضه دریاچه ارومیه اظهار کرد: بررسی نقشههای مربوط به چاههای آب زیرزمینی نشان میدهد که تقریباً تمام پهنههای دارای قابلیت بهرهبرداری از آبخوانها تحت پوشش چاههای برداشت قرار گرفتهاند. همچنین در منابع آب سطحی، بخش عمده رودخانهها و مسیرهای آبی نیز با احداث تأسیسات برداشت آب مواجه شدهاند.
وی افزود: این حجم از مداخلات و برداشتها، تعادل طبیعی اکوسیستم حوضه را بهشدت برهم زده است و فشار گستردهای بر منابع آب سطحی و زیرزمینی وارد کرده است.
پنج محصول کشاورزی، مصرفکننده عمده آب حوضه دریاچه ارومیه
عضو هیات مدیره انجمن هیدرولوژی ایران با اشاره به نقش الگوی کشت در تشدید بحران آب گفت: حدود ۷۵ تا ۷۶ درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی حوضه جنوبی دریاچه ارومیه به تولید پنج محصول یونجه، سیب، گندم، چغندرقند و انگور اختصاص دارد.
وی با بیان اینکه تولید هر کیلوگرم یونجه خشک حدود ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ لیتر بر کیلوگرم آب نیاز دارد، اظهار کرد: بخشی از محصولات آببر تولیدشده در این حوضه، از جمله یونجه و چغندرقند، به استانهای دیگر صادر میشود. در واقع، با صادرات این محصولات، حجم قابل توجهی از آب مجازی نیز از حوضه خارج میشود.
دکتر مجنونی با انتقاد از بیتوجهی به موضوع صادرات آب مجازی تصریح کرد: در شرایطی که انتقال آب بین حوضهای با حساسیت و مخالفتهای فراوان مواجه میشود، کمتر به این موضوع توجه میکنیم که با صادرات محصولات کشاورزی آببر، عملاً منابع آبی حوضه را به سایر مناطق منتقل میکنیم. مدیریت منابع آب باید علاوه بر میزان برداشت، به الگوی تولید و تجارت محصولات کشاورزی نیز توجه داشته باشد.
وی همچنین با اشاره به پیامدهای اقتصادی سیاستهای فعلی کشاورزی گفت: افزایش سطح زیر کشت نهتنها به بهبود وضعیت معیشتی کشاورزان منجر نشده، بلکه در کنار کاهش سطح آب دریاچه، درآمد کشاورزان نیز در برخی بررسیها روند کاهشی داشته است.
خشکشدن دریاچه ارومیه؛ تهدیدی فراتر از محیط زیست
مدیر امور پژوهشی دانشگاه تبریز با تأکید بر اینکه دریاچه ارومیه صرفاً یک پهنه آبی نیست که بتوان خشکشدن آن را بدون پیامد تلقی کرد، گفت: این دریاچه بخشی از یک چرخه بههمپیوسته زیستمحیطی و سلامت انسانی است. از دست رفتن آن میتواند پیامدهای گستردهای همچون طوفانهای نمکی، تغییرات خرداقلیمی، فرونشست زمین، افزایش شوری خاک، تخریب زیستگاههای طبیعی و تهدید حیات وحش را به دنبال داشته باشد و در نهایت سلامت انسان و جوامع منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وی با اشاره به مشاهدات میدانی و مطالعات انجامشده در مناطق اطراف دریاچه ارومیه اظهار کرد: بررسیهای میدانی، تجمع رسوبات و ریزگردهای نمکی، تغییر وضعیت پوشش گیاهی و همچنین نشانههای فرونشست زمین را در بخشهایی از حوضه نشان میدهد. در برخی مناطق از جمله شبستر، سراب و سایر نقاط حوضه، آثار نشست زمین و ایجاد فروچالهها و گودالها مشاهده شده است؛ روندی که در صورت تداوم میتواند به زیرساختها، ساختمانها و جادهها نیز آسیب وارد کند.
دکتر مجنونی با اشاره به مطالعات مربوط به طوفانهای گردوغبار در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ افزود: بر اساس بررسیهای ماهوارهای، ریزگردهای برخاسته از بستر دریاچه ارومیه در برخی رخدادها تا ارتفاع حدود ۶ هزار متر از سطح زمین و شعاعی نزدیک به ۶۰۰ کیلومتر گسترش یافتهاند. این مسئله نشان میدهد که پیامدهای خشکشدن دریاچه محدود به مناطق پیرامونی نیست و میتواند کشورهای همسایه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وی همچنین با اشاره به مطالعات انجامشده در مناطقی همچون آذرشهر و بناب گفت: با گسترش بستر نمکی دریاچه، شاخصهای خرداقلیمی از جمله دما و رطوبت دچار تغییر میشوند؛ بهطوریکه افزایش دما و کاهش رطوبت میتواند بر الگوهای بارش و شرایط اقلیمی محلی اثرگذار باشد.
آیا حوضه دریاچه ارومیه در آستانه ورشکستگی آبی قرار دارد؟
دکتر مجنونی با تشریح مفهوم «ورشکستگی آبی» گفت: در ادبیات بینالمللی مدیریت منابع آب، میان مفاهیمی مانند خشکسالی، کمبود آب، بحران آب، ناتوانی آبی و ورشکستگی آبی تفاوت وجود دارد. خشکسالی معمولاً پدیدهای موقتی است و ممکن است پس از یک دوره ترسالی پایان یابد. بحران آب نیز شرایطی است که نیازمند مداخله و مدیریت فوری است؛ اما ورشکستگی آبی زمانی اتفاق میافتد که ذخایر طبیعی آب و سرمایههای زیستمحیطی یک منطقه بهتدریج تخریب و از دسترس خارج شوند.
وی توضیح داد: بارشها، برف، جریانهای سطحی و ذخایر آب زیرزمینی را میتوان درآمدهای طبیعی یک حوضه دانست و آبخوانها، تالابها، جنگلها، خاک و اکوسیستمها نیز سرمایههای طبیعی آن محسوب میشوند. زمانی که این ذخایر کاهش یابند، آبخوانها تخریب شوند و ظرفیت طبیعی اکوسیستم از بین برود، منطقه به سمت ورشکستگی آبی حرکت میکند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز با اشاره به پدیده فرونشست زمین و تخریب آبخوانها اظهار کرد: هنگامی که فضاهای خالی در لایههای زیرزمینی بر اثر برداشت بیرویه آب از بین میروند، حتی در صورت وقوع ترسالی نیز امکان ذخیرهسازی آب به شکل گذشته وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، بارندگیهای شدید ممکن است بهجای تغذیه آبخوانها، به روانآب و سیلاب تبدیل شوند. این بخش از ظرفیت طبیعی منابع آب، در مواردی عملاً غیرقابل بازگشت است.
وی تأکید کرد: شواهد موجود نشان میدهد که حوضه دریاچه ارومیه به مرحلهای حساس نزدیک شده است و باید پیش از ورود کامل به وضعیت ورشکستگی آبی، اقدامات جدی و فوری انجام شود.
پذیرش سهم مدیریت در بحران، نخستین گام برای نجات دریاچه ارومیه
دکتر مجنونی با بیان اینکه درمان هر بحرانی از پذیرش وجود آن آغاز میشود، گفت: اگر هر بار نشانههای خشکی را صرفاً به شرایط اقلیمی، خشکسالیهای تاریخی یا عوامل بیرونی نسبت دهیم، عملاً فرصت اصلاح و درمان را از دست خواهیم داد.
وی افزود: نمیتوان منکر نقش تغییرات اقلیمی و خشکسالی شد، اما باید سهم تصمیمات انسانی و مدیریتی خود را نیز بپذیریم. شرایط اقلیمی منطقه در گذشته نیز با دورههای خشکسالی و ترسالی همراه بوده است، اما میزان مداخلات انسانی، تعداد سدها، چاهها و برداشتهای گسترده از منابع آب در گذشته با شرایط امروز قابل مقایسه نیست.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه پذیرش واقعیت به معنای سرزنش نیست، تصریح کرد: پذیرش سهم مدیریت در ایجاد بحران، نخستین گام برای آغاز اقدامات اصلاحی است. به اعتقاد من، حوضه دریاچه ارومیه هنوز بهطور کامل ورشکسته نشده، اما در مسیر ورود به این وضعیت قرار دارد و برای جلوگیری از آن، اراده جدی و تغییر اساسی در سیاستهای مدیریت منابع آب ضروری است.
وی با انتقاد از وضعیت مدیریت برنامههای احیای دریاچه ارومیه اظهار کرد: با تغییر دولتها، اولویتها و ساختارهای مدیریتی نیز تغییر کرده و استمرار لازم در برنامههای احیا وجود نداشته است. واگذاری مسئولیتهای سنگین این حوزه به مجموعههایی که با محدودیت نیروی انسانی و اجرایی مواجهاند، بدون بهرهگیری مؤثر از ظرفیت دانشگاهها و متخصصان، نمیتواند پاسخگوی ابعاد پیچیده این بحران باشد.
دکتر مجنونی در ادامه با اشاره به یکی از نمونههای اتلاف منابع آب در جریان رهاسازیها گفت: بر اساس بررسیهای ماهوارهای و مطالعات انجامشده، در یک مورد به دلیل مدیریت نامناسب و رهاسازی آب در زمان و دبی نامناسب، حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب به دلیل رهاسازی بد موقع و با دبی اشتباه در روستای فسوندوز پخش و از مسیر خارج شد و به دریاچه نرسید. این اتفاق در شرایطی رخ داده که برای تأمین و انتقال حتی مقادیر بسیار کمتری از آب نیز تلاشهای فراوانی صورت میگیرد. چنین مواردی نشان میدهد که نبود مدیریت تخصصی و برنامهریزی دقیق چگونه میتواند منابع ارزشمند آب را هدر دهد.
احیای دریاچه بدون احیای حوضه امکانپذیر نیست
مدیر امور پژوهشی دانشگاه تبریز در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: دریاچه ارومیه یک استخر نیست که صرفاً با انتقال آب پر شود و مسئله با پایان عملیات آبگیری خاتمه یابد. رودخانهها، تالابها، آبخوانها، کشاورزی، جوامع انسانی و سلامت عمومی، همگی اجزای یک سیستم بههمپیوسته هستند.
وی خاطرنشان کرد: اگر هدف ما احیای واقعی دریاچه ارومیه است، باید حوضه آبریز آن را نیز احیا کنیم. این موضوع مستلزم اصلاح الگوی کشت، مدیریت برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی، جلوگیری از توسعه بیرویه اراضی کشاورزی، بازنگری در سیاستهای سدسازی و تخصیص آب و همچنین استفاده مستمر از ظرفیت علمی دانشگاهها و متخصصان است.
دکتر مجنونی در پایان با اشاره به دیدگاه جیمز لاولاک درباره رابطه انسان و طبیعت گفت: ما نمیتوانیم سیاره زمین را نابود کنیم؛ زمین باقی خواهد ماند، اما اگر شرایط را برای ادامه حیات خود غیرقابل تحمل کنیم، طبیعت بهسادگی ما را از چرخه خود حذف خواهد کرد و در گذر زمان، اکوسیستمهای خود را بازسازی میکند. مسئله اصلی این است که پیش از آنکه فرصت جبران را از دست بدهیم، برای حفظ محیط زیست و منابع طبیعی خود تصمیمات درست و مسئولانه بگیریم.
وجود ۴۱ نوع تالاب از مجموع ۴۲ نوع تالاب شناساییشده در جهان در ایران
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای آذربایجان شرقی نیز با اشاره به غنای زیستمحیطی ایران و وجود ۴۱ نوع تالاب از مجموع ۴۲ نوع تالاب شناساییشده در جهان، بر ضرورت تأمین حقابه تالابها و مدیریت اصولی منابع آبی تأکید کرد و گفت: حفاظت از تالابها تنها یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه سیاستی مهم در پیشگیری از بیماریها و کاهش مخاطرات سلامت انسان و جوامع محلی است.
دکتر یداله آذرهوا با تشریح وضعیت تالابهای کشور، ظرفیتهای اکولوژیکی، کارکردها و مهمترین تهدیدهای پیش روی این اکوسیستمها اظهار کرد: در جهان ۴۲ نوع تالاب شناسایی شده که ۴۱ نوع آن در ایران وجود دارد؛ موضوعی که نشاندهنده تنوع و غنای کمنظیر تالابها و زیستبومهای تالابی کشور است.
وی افزود: تاکنون حدود ۲ هزار و ۸۰۰ تالاب با مساحتی در حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون هکتار در کشور شناسایی شده است. از این تعداد، ۲۷۰ تالاب به دلیل برخورداری از ارزشهای اکولوژیکی، تحت حفاظت و پایش مستمر قرار دارند و ۳۵ تالاب نیز در فهرست تالابهای بینالمللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسیدهاند. مجموع مساحت تالابهای بینالمللی کشور نیز بالغ بر یکونیم میلیون هکتار است.
دکتر آذرهوا با اشاره به وضعیت تالابهای آذربایجان شرقی خاطرنشان کرد: در استان ۲۷ تالاب وجود دارد که با احتساب نکردن دریاچه ارومیه، مجموع مساحت آنها حدود ۳۰ هزار هکتار است. از این تعداد نیز دو تالاب در فهرست تالابهای بینالمللی ثبت شدهاند. این آمار نشان میدهد که کشور و استان از ظرفیتهای ارزشمند تالابی برخوردارند و این ظرفیتها نیازمند توجه جدی و برنامهریزی اصولی هستند.
تنوع تالابها در کشور؛ از تالابهای ساحلی تا تالابهای انسانساخت
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای آذربایجان شرقی در ادامه با اشاره به دستهبندی تالابها از نظر ویژگیهای اکولوژیکی گفت: تالابها بهطور کلی در چهار گروه شامل تالابهای ساحلی و دریایی، تالابهای آب شیرین، تالابهای شور و لبشور کویری و تالابهای انسانساخت تقسیمبندی میشوند.
وی ادامه داد: تالابهای سواحل شمالی و جنوبی کشور در گروه تالابهای ساحلی و دریایی قرار میگیرند. تالابهای آب شیرین نیز بخش قابلتوجهی از تالابهای استان را تشکیل میدهند که تالابهای شهرستان آذرشهر و عجبشیر از نمونههای آن هستند. همچنین تالابهای شور و لبشور کویری و دریاچههای نمکی از دیگر انواع این زیستبومها به شمار میروند. آببندانها و برخی مخازن سدها نیز در گروه تالابهای انسانساخت قرار میگیرند.
تالابها؛ تصفیهخانههای طبیعی و پشتوانه امنیت غذایی
دکتر آذرهوا با تأکید بر اهمیت خدمات اکوسیستمی تالابها تصریح کرد: یکی از مهمترین کارکردهای تالابها، تصفیه زیستی و خودپالایی منابع آبی است. هنگامی که آب وارد تالاب میشود، سرعت جریان آن کاهش مییابد و در نتیجه، ذرات معلق و رسوبات تهنشین میشوند. همچنین فرآیندهای طبیعی و زیستی در تالابها موجب تجزیه و کاهش غلظت برخی آلایندهها شده و از ورود بخشی از آنها به منابع آبی پیرامونی جلوگیری میکند.
وی امنیت غذایی، تأمین منابع دارویی، سلامت روان و بهزیستی اجتماعی را از دیگر خدمات مهم تالابها برشمرد و افزود: بسیاری از تالابها منابع ارزشمندی برای تأمین شیلات و آبزیان هستند و معیشت جوامع محلی به آنها وابستگی دارد. از سوی دیگر، حضور در محیطهای طبیعی و مجاورت تالابها میتواند در کاهش استرس و ارتقای سلامت روان افراد نقش مؤثری داشته باشد.
وی تثبیت ریزگردها و گردوغبار را از دیگر کارکردهای مهم تالابها دانست و گفت: تالابهای دارای رطوبت و پوشش گیاهی مناسب، نقش مهمی در نگهداری ذرات گردوغبار و جلوگیری از انتشار آنها به مناطق پیرامونی دارند.
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای استان همچنین با اشاره به نقش تالابها در تعدیل اقلیم و تثبیت کربن اظهار کرد: تالابها در حفظ ثبات اقلیم محلی و ذخیره کربن نقش بسیار مهمی دارند و ظرفیت آنها در این زمینه حتی با برخی دیگر از اکوسیستمهای طبیعی قابل مقایسه است.
کاهش حقابه؛ مهمترین تهدید پیش روی تالابها
آذرهوا در بخش دیگری از سخنان خود، کاهش و عدم تأمین حقابه زیستمحیطی را مهمترین چالش تالابهای کشور و جهان عنوان کرد و گفت: این مسئله تحت تأثیر دو دسته عوامل طبیعی و انسانی قرار دارد. تغییرات اقلیمی، خشکسالی و تغییر الگوی بارش از جمله عوامل طبیعی هستند؛ اما در کنار آنها، توسعه ناپایدار کشاورزی، سدسازی، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و تغییر کاربری اراضی از مهمترین عوامل انسانی تهدیدکننده تالابها محسوب میشوند.
وی افزود: این عوامل بهصورت زنجیرهای موجب افت سطح آب، افزایش شوری، خشکیدگی بستر و در نهایت مرگ اکولوژیکی تالابها میشوند. تجربه دریاچه ارومیه بهخوبی نشان داده است که حتی برخورداری از منابع آبی قابلتوجه نیز بدون مدیریت صحیح و رعایت حقابه زیستمحیطی نمیتواند مانع بروز بحران شود.
آذرهوا با اشاره به پیامدهای خشکشدن تالابها خاطرنشان کرد: تالابی که زمانی بهعنوان سپر حفاظتی در برابر گردوغبار و مخاطرات محیطی عمل میکرد، در صورت خشکشدن میتواند به کانون تولید گردوغبار و منشأ بحرانهای زیستمحیطی، بهداشتی و اجتماعی تبدیل شود.
دریاچه آرال؛ نمونهای از پیامدهای مدیریت نادرست منابع آب
وی با اشاره به تجربه تلخ خشکشدن دریاچه آرال بهعنوان نمونهای از پیامدهای مدیریت نادرست منابع آبی اظهار کرد: خشکشدن بخش وسیعی از این دریاچه و شکلگیری بیابان آرالکوم، به ایجاد یکی از کانونهای بزرگ گردوغبار در منطقه منجر شده است.
به گفته وی، بر اساس مطالعات انجامشده، سالانه حدود ۲۷ میلیون تن گردوغبار از این منطقه به محیط پیرامونی منتشر میشود و خسارتهای قابلتوجهی در حوزه سلامت و کشاورزی به جوامع محلی تحمیل میکند. این تجربه نشان میدهد که بیتوجهی به مدیریت منابع آب و حقابه زیستمحیطی میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده یک تالاب داشته باشد.
دریاچه ارومیه؛ بارندگیهای مقطعی نباید موجب غفلت از بحران شود
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای آذربایجان شرقی با اشاره به وضعیت کنونی دریاچه ارومیه گفت: در حال حاضر حجم آب دریاچه حدود ۲.۵ میلیارد مترمکعب برآورد میشود و بارندگیها و ورودیهای آبی مناسب سال گذشته، شرایط بهتری را برای این پهنه آبی رقم زده است؛ اما نباید به این بهبود مقطعی دلخوش کرد، چراکه تداوم وضعیت مطلوب در گرو مدیریت منابع آب و تأمین پایدار حقابه دریاچه است.
وی با تشریح ساختار اراضی پیرامون دریاچه ارومیه افزود: پس از پهنه آبی دریاچه، بسترهای نمکی، شورهزارها و در نهایت اراضی کشاورزی و سکونتگاههای انسانی قرار دارند. خشکشدن بستر دریاچه میتواند زمینه تبدیل این مناطق به کانونهای تولید گردوغبار را فراهم کند.
دکتر آذرهوا با اشاره به مطالعات دانشگاه صنعتی شریف در این زمینه اظهار کرد: در این مطالعات، حدود ۱۱۷ هزار هکتار از اراضی پیرامونی دریاچه ارومیه بهعنوان کانونهای مستعد تولید گردوغبار شناسایی شدهاند که ۸۲ هزار هکتار آن در اولویت نخست مداخله و ۳۵ هزار هکتار در اولویت دوم قرار گرفتهاند.
وی ادامه داد: در همین راستا، اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی با اجرای طرح قرق در محدودهای به وسعت حدود ۶۹ هزار هکتار از اراضی حاشیه دریاچه ارومیه، اقدامات مدیریتی را برای جلوگیری از فعالشدن کانونهای گردوغبار در دستور کار قرار داد. این محدوده حدود ۲۳۰ کیلومتر طول و سه کیلومتر عرض دارد.
وی با اشاره به نتایج مثبت اجرای این طرح گفت: بررسیهای معاونت پژوهشی دانشگاه تبریز نشان میدهد که اجرای طرح قرق به بهبود وضعیت پوشش گیاهی در این محدوده منجر شده است؛ بهطوریکه بخشی از بسترهای شورهزاری پیشین به پهنههای دارای پوشش گیاهی تبدیل شدهاند. این تجربه نشان میدهد که با اجرای اقدامات مدیریتی و حفاظتی هدفمند میتوان از گسترش بحرانهای زیستمحیطی جلوگیری کرد.
گونههای مهاجم و آلودگی؛ تهدیدهای پنهان اکوسیستمهای تالابی
دکتر آذرهوا در ادامه، پدیده پرغذایی یا یوتریفیکاسیون را یکی دیگر از چالشهای مهم تالابها دانست و گفت: افزایش بیش از حد مواد مغذی در آب میتواند موجب رشد بیرویه برخی جلبکها و سیانوباکتریها شود و پیامدهای زیانباری برای اکوسیستم تالاب و سلامت موجودات زنده به همراه داشته باشد.
وی همچنین گونههای مهاجم را از دیگر تهدیدهای جدی تالابهای کشور عنوان کرد و افزود: گونههای مهاجم گیاهی و جانوری میتوانند تعادل اکولوژیکی تالابها را برهم بزنند. سنبل آبی یکی از نمونههای شناختهشده گونههای مهاجم گیاهی است که در برخی تالابهای شمال کشور، بهویژه تالاب انزلی، مشکلات گستردهای ایجاد کرده و حتی مانع جریان مناسب آب شده است؛ بهگونهای که برای کنترل آن، عملیات برداشت مکانیکی انجام میشود.
وی با اشاره به پیامدهای ورود گونههای جانوری مهاجم نیز خاطرنشان کرد: برخی گونهها از جمله ماهی کاراس در اکوسیستمهای آبی، از جمله تالابها و دریاچههای منطقه، میتوانند اختلالات و مشکلات جدی ایجاد کنند.
خشکشدن تالابها؛ تهدیدی برای سلامت جوامع انسانی
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای آذربایجان شرقی در بخش پایانی سخنان خود، به مخاطرات بهداشتی ناشی از تخریب تالابها اشاره کرد و گفت: افزایش آلایندهها، تولید سموم ناشی از فعالیت برخی سیانوباکتریها، تجمع فلزات سنگین و گسترش ناقلان بیماری از جمله پیامدهای تخریب و تغییر وضعیت اکوسیستمهای تالابی است.
وی افزود: کاهش وسعت پهنههای آبی و شکلگیری آبگیرهای راکد در حاشیه تالابها میتواند شرایط مناسبی برای تکثیر برخی ناقلان بیماری، از جمله پشهها، فراهم کند و سلامت جوامع ساکن در مناطق پیرامونی را به خطر بیندازد.
دکتر آذرهوا همچنین درباره خطر شیوع آنفلوانزای فوقحاد پرندگان اظهار کرد: کاهش وسعت زیستگاههای آبی میتواند موجب افزایش تراکم پرندگان و تماس بیشتر گونههای مختلف وحشی و بومی با یکدیگر و حتی گونههای اهلی شود. این شرایط احتمال انتقال عوامل بیماریزا را افزایش میدهد و میتواند مخاطرات بهداشتی گستردهای برای حیاتوحش، دام و انسان ایجاد کند.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت نگاه پیشگیرانه به حفاظت از تالابها گفت: حفاظت از تالابها در واقع سیاست پیشگیری از بیماریها و حفاظت از سلامت جامعه است؛ بنابراین باید حقابه زیستمحیطی تالابها را بهعنوان یک ضرورت جدی در نظر بگیریم و برای تأمین پایدار آن تلاش کنیم.
تحقق سلامت انسان بدون توجه به سلامت حیوانات و محیط زیست امکانپذیر نیست
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و متخصص حوزه محیط زیست و سلامت، با تأکید بر ضرورت توجه به رویکرد «سلامت واحد» (One Health)، گفت: سلامت انسان، حیوانات و اکوسیستمها به یکدیگر وابسته است و دستیابی به جامعهای سالم، بدون همکاری میانرشتهای و مدیریت یکپارچه امکانپذیر نخواهد بود.
دکتر محمّد مسافری ادامه داد: سلامت موضوعی صرفاً مرتبط با پزشکان و وزارت بهداشت نیست، بلکه تمامی رشتههای علمی و تخصصی، از مهندسی مکانیک و عمران گرفته تا کشاورزی، علوم اجتماعی، اقتصاد، ادبیات و مهندسی کامپیوتر، میتوانند در تحقق این رویکرد نقش مؤثری ایفا کنند.
وی با بیان اینکه سلامت در بستر یک نظام بههمپیوسته معنا پیدا میکند، افزود: بر اساس مطالعات جهانی، نظام ارائه خدمات بهداشتی و درمانی تنها حدود ۲۰ درصد از وضعیت سلامت افراد را تعیین میکند؛ ۱۵ درصد به عوامل ژنتیکی و حدود ۱۰ درصد به سبک زندگی افراد مربوط است و بخش قابلتوجهی از سلامت نیز تحت تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی قرار دارد.
این متخصص حوزه محیط زیست و سلامت با اشاره به سهم عوامل محیطی در بروز بیماریها تصریح کرد: برآوردها نشان میدهد حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد بار بیماریها در جهان، بهطور مشخص حدود ۲۴ درصد، با عوامل محیطی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، از هر چهار یا پنج مورد بیماری، تقریباً یک مورد میتواند ناشی از عوامل محیطی باشد؛ عواملی همچون آلودگی هوا، ریزگردها، آلودگی منابع آبی و وجود فلزات سنگین در آب.
مقاومت آنتیبیوتیکی؛ نمونهای از پیوند سلامت انسان، حیوان و محیط زیست
دکتر مسافری در تشریح مفهوم سلامت واحد، به پیامدهای زیستمحیطی پساب دامداریها اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل مهم در این حوزه، وجود بقایای آنتیبیوتیک در پساب واحدهای دامپروری است. مصرف آنتیبیوتیک در پرورش دام و ورود این ترکیبات به محیط زیست میتواند زمینه افزایش باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک و گسترش ژنهای مقاومت را فراهم کند.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، هنگامی که انسان در معرض این باکتریهای مقاوم قرار میگیرد و به عفونت ناشی از آنها مبتلا میشود، ممکن است درمانهای آنتیبیوتیکی اثربخشی لازم را نداشته باشند. این مسئله امروز یکی از چالشهای مهم سلامت در جهان است.
وی تأکید کرد: راهکار اساسی، صرفاً افزایش مصرف آنتیبیوتیک یا درمان بیماران نیست، بلکه باید منشأ آلودگی شناسایی و کنترل شود. به همین دلیل، سلامت انسان را نمیتوان بدون توجه به سلامت محیط زیست تأمین کرد.
مصرف بیرویه سموم کشاورزی و تهدید سلامت جامعه
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، در ادامه به ارتباط فعالیتهای کشاورزی با سلامت انسان اشاره کرد و افزود: استفاده از آفتکشها ممکن است در کوتاهمدت موجب افزایش تولید محصولات کشاورزی شود، اما باقیمانده این ترکیبات میتواند وارد خاک و منابع آبی شده و در نهایت سلامت انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
وی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت جامعه، بر ضرورت توجه جدی به پیشگیری تأکید کرد و گفت: متأسفانه در بسیاری از موارد، تمرکز نظام سلامت بر درمان بیماریها، افزایش مراجعات پزشکی و مصرف دارو قرار گرفته است؛ درحالیکه باید با شناسایی و کنترل عوامل خطر، از بروز بیماریها پیشگیری کنیم.
سلامت واحد؛ مسئولیتی مشترک میان تمامی رشتههای علمی
دکتر مسافری با بیان اینکه رویکرد سلامت واحد به مشارکت تمامی تخصصها نیاز دارد، خاطرنشان کرد: یک مهندس مکانیک میتواند با طراحی الکتروفیلترها و تجهیزات کنترل آلودگی در ارتقای سلامت نقش داشته باشد. متخصصان کشاورزی میتوانند در تولید غذای سالم، مدیریت مصرف آفتکشها و کاهش آلودگیهای ناشی از فعالیتهای کشاورزی مؤثر باشند.
وی افزود: مهندسان کامپیوتر نیز با بهرهگیری از هوش مصنوعی، پایش آنلاین و تحلیل دادهها میتوانند اطلاعات ارزشمندی برای مدیریت و تصمیمگیریهای زیستمحیطی و بهداشتی فراهم کنند. همچنین متخصصان علوم اقتصادی در ارزیابی هزینه و فایده، تأمین منابع مالی و طراحی مداخلات مؤثر برای کنترل آلودگیها نقش مهمی دارند و علوم اجتماعی نیز میتوانند در شناخت رفتارها و عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت مشارکت کنند.
وی با تأکید بر ضرورت عبور از مرزبندیهای سنتی میان دستگاههای اجرایی و دانشگاهی اظهار کرد: باید نگاه سنتی که سلامت انسان را صرفاً مسئولیت وزارت بهداشت، سلامت حیوانات را وظیفه دامپزشکی و مسائل محیط زیستی را محدود به متخصصان این حوزه میداند، کنار گذاشته شود. تحقق سلامت واحد نیازمند همکاری و مدیریت یکپارچه میان وزارت بهداشت، وزارت علوم، دامپزشکی، سازمانهای محیط زیستی و سایر نهادهای مرتبط است.
توسعه ناپایدار؛ نتیجه بیتوجهی به پیوند سلامت و محیط زیست
این متخصص محیط زیست و سلامت، در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت دریاچه ارومیه و برخی الگوهای کشت در منطقه، بر ضرورت بازنگری در سیاستهای توسعه تأکید کرد.
وی با اشاره به گسترش باغهای پسته در منطقه سردرود گفت: امروز از تبدیل این منطقه به قطب تولید پسته سخن گفته میشود، اما باید در کنار مزایای اقتصادی این فعالیت، میزان مصرف آب و پیامدهای زیستمحیطی آن نیز مورد توجه قرار گیرد. حتی اگر یک محصول با شرایط خاک منطقه سازگار باشد، نمیتوان بدون ارزیابی منابع آبی و ظرفیت اکولوژیک منطقه، توسعه آن را اقدامی پایدار دانست.
دکتر مسافری تصریح کرد: سالهاست درباره مشکلاتی مانند دریاچه ارومیه مطالعات و اطلاعات علمی متعددی ارائه میشود، اما تا زمانی که این یافتهها به تصمیمگیریهای هماهنگ و اقدامات اجرایی منجر نشوند، نمیتوان انتظار تغییر شرایط را داشت.
حرکت از توسعه انسانمحور به توسعه مبتنی بر سلامت واحد
وی در جمعبندی سخنان خود، با اشاره به تغییر الگوهای توسعه در جهان اظهار کرد: در گذشته، انسان محور اصلی توسعه تلقی میشد و بهرهبرداری گسترده از منابع طبیعی در دستور کار قرار داشت. پس از آشکار شدن پیامدهای این رویکرد، مفهوم توسعه پایدار مطرح شد تا حفاظت از محیط زیست و حقوق نسلهای آینده نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: امروز باید یک گام فراتر برویم و توسعه را بر مبنای سلامت واحد تعریف کنیم؛ رویکردی که در آن سلامت انسان، حیوانات و اکوسیستمها بهصورت همزمان و در ارتباط با یکدیگر مورد توجه قرار میگیرد.
دکتر مسافری در پایان تأکید کرد: سلامت واحد صرفاً یک رویکرد برای پیشگیری از بیماریها نیست، بلکه شیوهای نوین برای اندیشیدن به زندگی، توسعه و مسئولیت انسان در برابر سایر موجودات زنده و سیارهای است که در آن زندگی میکنیم.
با خشکشدن دریاچه ارومیه یک اکوسیستم کامل در معرض نابودی قرار گرفته است
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش، تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی اداره کل حفاظت محیط زیست استان نیز با تأکید بر پیامدهای زیستمحیطی خشکشدن دریاچه ارومیه، نسبت به تهدید سلامت حیاتوحش، افزایش خطر شیوع بیماریهای مشترک انسان و حیوان و برهم خوردن چرخههای اکولوژیک هشدار داد.
دکتر هادی مردمی با اشاره به جایگاه حیاتوحش در نظام حفاظت محیط زیست اظهار کرد: یکی از مهمترین دلایل شکلگیری سازمان حفاظت محیط زیست، حفاظت از گونههای حیاتوحش بوده و با گذشت زمان، حوزههای دیگری از جمله مقابله با آلودگیهای صنعتی، منابع آبی و آلودگیهای محیط انسانی نیز به وظایف این سازمان اضافه شده است.
وی با اشاره به تخصص خود در حوزه بیماریهای حیاتوحش، موضوع تأثیر خشکشدن دریاچه ارومیه بر سلامت گونههای جانوری و در نهایت سلامت انسان را از موضوعات مهم و قابل تأمل دانست و افزود: برای درک بهتر این مسئله، ابتدا باید به اهمیت تنوع زیستی توجه کنیم.
تنوع زیستی؛ سرمایهای حیاتی برای ادامه زندگی انسان
دکتر مردمی با بیان اینکه تنوع زیستی شامل تمامی اشکال حیات روی کره زمین و همچنین تنوع ژنتیکی گونههاست، تصریح کرد: تنوع زیستی نقش مهمی در تأمین نیازهای اساسی انسان از جمله غذا، پوشاک و دارو دارد. برای نمونه، خدماتی که زنبورهای عسل در چرخه طبیعت و تولید مواد غذایی ارائه میکنند، قابل چشمپوشی نیست. همچنین بخش قابل توجهی از داروهای مورد استفاده بشر منشأ طبیعی دارند.
وی ادامه داد: طبیعت علاوه بر تأمین نیازهای مادی، از نظر زیباییشناختی و ایجاد آرامش روانی نیز اهمیت فراوانی دارد؛ با این حال، نباید حفاظت از تنوع زیستی را صرفاً بر اساس منافع انسان ارزیابی کنیم، چراکه همه گونهها حق حیات دارند و این موضوعی است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش استان با اشاره به هشدار دانشمندان درباره وقوع ششمین انقراض بزرگ گونهها در کره زمین گفت: بر اساس ارزیابیهای علمی، روند انقراض گونهها از چند قرن گذشته شدت گرفته و همچنان ادامه دارد؛ بهگونهای که در صورت تداوم شرایط کنونی، طی یک قرن آینده شمار زیادی از گونههای جانوری و گیاهی را از دست خواهیم داد.
وی با اشاره به وضعیت حفاظتی برخی گونهها افزود: برای نمونه، سیاهخروس یکی از گونههای ارزشمند و در معرض تهدید استان است و جمعیت آن در استان بسیار محدود و کمتر از ۱۰۰ قطعه برآورد میشود؛ موضوعی که ضرورت توجه جدی به حفاظت از گونههای آسیبپذیر و تنوع ژنتیکی آنها را نشان میدهد.
دکتر مردمی همچنین با اشاره به محدود بودن اطلاعات بشر درباره بسیاری از گونههای جانوری اظهار کرد: هنوز شناخت ما از بخش بزرگی از تنوع زیستی زمین کامل نیست. این مسئله بهویژه درباره حشرات و بندپایان اهمیت بیشتری دارد و نشان میدهد که چه میزان از ظرفیتهای طبیعی زمین همچنان ناشناخته باقی مانده است.
وی در ادامه سخنان خود با پیوند دادن موضوع تنوع زیستی به وضعیت دریاچه ارومیه و رویکرد «سلامت واحد» (One Health) تأکید کرد: وقتی از خشکشدن دریاچه ارومیه صحبت میکنیم، موضوع صرفاً خشکشدن یک پهنه آبی یا یک استخر بزرگ نیست؛ بلکه در واقع یک سیستم اکولوژیک کامل را از دست میدهیم.
وی خاطرنشان کرد: حتی اگر در آینده آب به دریاچه بازگردد، لزوماً به معنای احیای کامل چرخههای اکولوژیک و بازگشت شرایط طبیعی گذشته نیست. تجربههای گذشته نیز نشان داده است که بازگرداندن گونههای جانوری به یک زیستگاه، بهتنهایی تضمینکننده بقای آنها نیست و گاهی سیستم اکولوژیک شرایط لازم برای پذیرش و پایداری مجدد آن گونهها را ندارد.
مردمی با اشاره به تجربه رهاسازی برخی گونهها در جزایر دریاچه ارومیه، از جمله قوچ و میش ارمنی و گوزن زرد، اظهار کرد: این موارد نشان میدهد که احیای یک زیستگاه بسیار پیچیدهتر از بازگرداندن آب یا انتقال چند گونه جانوری به منطقه است.
نگرانی از سرنوشت جوندگان و افزایش احتمال بیماریهای مشترک
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش استان با بیان اینکه در بررسی پیامدهای خشکشدن دریاچه ارومیه نباید تنها به گونههای شاخصی مانند پلیکان، باکلان و آرتمیا توجه کرد، گفت: پرسش مهم این است که پس از خشکشدن دریاچه، گونههای کمتر دیدهشده مانند جوندگان و خزندگان چه سرنوشتی پیدا کردهاند؟
وی افزود: جوندگان از مهمترین مخازن برخی بیماریهای مشترک انسان و حیوان به شمار میروند و تغییرات زیستگاهی و جابهجایی جمعیت آنها میتواند در صورت فراهم بودن سایر شرایط، بر چرخه انتقال بیماریها تأثیر بگذارد.
دکتر مردمی با اشاره به وجود کانونهای بیماری لیشمانیوز جلدی در برخی مناطق استان، از جمله مشگینشهر، هشدار داد: خطر برخی بیماریهای مشترک به ما نزدیک است، اما به دلیل برخورداری از سطحی از بهداشت عمومی، ممکن است ابعاد واقعی تهدید را کمتر احساس کنیم. وجود عامل بیماریزا و مخزن آن در طبیعت، در کنار حضور ناقل مناسب، میتواند چرخه انتقال بیماری را کامل کند.
وی همچنین با اشاره به گسترش برخی بیماریهای نوپدید و حضور ناقلان بیماریها در مناطق مختلف کشور، از جمله موضوع تب دنگی، بر ضرورت توجه به تغییرات زیستگاهی و جابهجایی گونههای جانوری و ناقلان بیماری تأکید کرد.
وی با اشاره به حساسیت بالای برخی خزندگان نسبت به زیستگاه خود گفت: بسیاری از این گونهها به محدوده زندگیشان وابستگی شدیدی دارند و حتی جابهجایی آنها در فاصلههای نسبتاً کوتاه نیز ممکن است به تلف شدنشان منجر شود. بنابراین، در ارزیابی پیامدهای خشکشدن دریاچه باید سرنوشت تمام گروههای جانوری، از پرندگان و پستانداران گرفته تا خزندگان و جوندگان، مورد بررسی قرار گیرد.
تراکم پرندگان مهاجر و افزایش احتمال انتقال بیماریها
دکتر مردمی در بخش دیگری از سخنان خود به ارتباط وضعیت تالابهای منطقه با بیماری آنفلوانزای فوقحاد پرندگان اشاره کرد و گفت: یکی از موضوعات مهم در این زمینه، نحوه جابهجایی و پراکنش پرندگان مهاجر پس از نامساعد شدن شرایط زیستگاهی دریاچه ارومیه است.
وی توضیح داد: پرندگان مهاجر ممکن است پس از مواجهه با شرایط نامناسب در دریاچه ارومیه، تالابهای اقماری و زیستگاههای جایگزین مانند تالاب قرهقشلاق، کانیبرازان و سایر تالابهای منطقه را برای ادامه زندگی انتخاب کنند.
وی افزود: در چنین شرایطی، افزایش تراکم پرندگان در یک زیستگاه میتواند احتمال تماس میان گونههای مختلف و در نتیجه انتقال عوامل بیماریزا را افزایش دهد. بنابراین، نباید تصور کنیم که صرفاً ورود یک پرنده مهاجر به منطقه به معنای انتقال قطعی بیماری است؛ بلکه تراکم جمعیت، میزان تماس میان گونهها و شرایط محیطی نیز از عوامل مؤثر در انتشار بیماریها هستند.
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش استان با اشاره به نقش ترشحات دهانی و مدفوعی پرندگان در انتقال عوامل بیماریزا تصریح کرد: این ترشحات میتوانند محیط تالاب را آلوده کرده و زمینه انتقال بیماری به سایر پرندگان، گونههای جانوری و حتی طیور اهلی روستاهای اطراف را فراهم کنند.
وی ادامه داد: شیوع آنفلوانزای فوقحاد پرندگان میتواند خسارتهای اقتصادی قابل توجهی به جوامع محلی و روستایی وارد کند؛ بهطوریکه در برخی موارد، برای کنترل بیماری ناچار به معدومسازی گسترده طیور در واحدهای روستایی میشویم.
حیاتوحش همیشه دریافتکننده بیماری نیست؛ گاهی قربانی رفتار انسان است
دکتر مردمی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر ضرورت اصلاح نگاه رایج درباره انتقال بیماریها از حیاتوحش به انسان و حیوانات اهلی گفت: نباید همیشه حیاتوحش را منشأ و عامل انتقال بیماریها بدانیم؛ چراکه در بسیاری از موارد، خود حیاتوحش قربانی بیماریهایی است که از طریق فعالیتها و رفتارهای انسانی و حیوانات اهلی به آن منتقل میشوند.
وی با اشاره به مواردی از انتقال بیماری هاری از حیوانات اهلی به حیاتوحش اظهار کرد: در بررسیهای انجامشده، مواردی از انتقال ویروس هاری از حیوانات اهلی به گونههای وحشی گزارش شده که این مسئله میتواند موجب ورود ویروس به جمعیتهای پایدار حیاتوحش و ایجاد چرخه بیماری در آنها شود.
وی همچنین به بیماری نیوکاسل بهعنوان یکی دیگر از بیماریهای مرتبط با پرندگان اشاره کرد و افزود: این موضوع نشان میدهد که سلامت حیاتوحش، حیوانات اهلی و انسان به یکدیگر وابسته است و نمیتوان هرکدام را بهصورت جداگانه بررسی کرد.
ضرورت نگاه جامع به سلامت واحد در احیای دریاچه ارومیه
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش، تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی اداره کل حفاظت محیط زیست استان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: در بررسی پیامدهای خشکشدن دریاچه ارومیه باید از نگاه محدود به چند گونه شاخص فراتر برویم و سرنوشت تمام اجزای اکوسیستم، بهویژه جوندگان، خزندگان و سایر گونههای کمتر شناختهشده را مورد توجه قرار دهیم.
وی خاطرنشان کرد: یکی از خلأهای جدی در این زمینه، کمبود مطالعات درباره سرنوشت گونههای جانوری پس از تغییرات گسترده زیستگاهی است. ما هنوز اطلاعات کافی درباره وضعیت بسیاری از این گونهها و تأثیر این تغییرات بر چرخه بیماریها نداریم.
دکتر مردمی در پایان با تأکید بر ارتباط مستقیم سلامت محیط زیست، حیاتوحش، حیوانات اهلی و انسان تصریح کرد: در رویکرد سلامت واحد، باید توجه داشته باشیم که حضور مخزن بیماری بهتنهایی برای انتقال آن کافی نیست و در بسیاری از موارد، وجود ناقل مناسب نیز برای تکمیل چرخه انتقال ضروری است. ازاینرو، حفاظت از زیستگاهها و پایش سلامت گونههای جانوری، بخشی جداییناپذیر از حفاظت از سلامت عمومی جامعه است.
براساس این گزارش در ابتدای این نشست، هادی میرزایی؛ دبیر کانون محیط زیست گزارشی از اقدامات این کانون از جمله پیگیری جهت حذف پایان نامههای کاغذی، راهاندازی کمپین سهشنبههای محیط زیست در دانشگاه تبریز، مطالبهگری برای استفاده از سلولهای خورشیدی برای تأمین برق دانشگاه، چاپ نخستین شماره نشریه «ساوالان» کانون محیط زیست و دیگر برنامهها و فعالیتهای مرتبط با محیط زیست پرداخت.
همچنین کسری جیهونی؛ دبیر انجمن علمی بهداشت مواد غذایی و آبزیان دانشگاه تبریز نیز به تشریح ضرورت پرداخت به موضوع سلامت واحد توسط کلیه رشتههای تحصیلی و استفاده از تخصص فعالان این حوزه تاکید کرد.
این گزارش میافزاید؛ رونمایی از نخستین شماره نشریه «ساوالان» کانون محیط زیست، تجلیل از اعضای هیأت تحریریه این نشریه و اهدای هدایا به قید قرعه برای شرکت کنندگان در این نشست، از دیگر برنامههای نشست تخصّصی «از بحران آب تا سلامت غذا» بود.

نظر شما :