گزارش خبرنگار اعزامی دانشگاه تبریز به تهران از آیین تشییع قائد اعظم شهید
از نخستین دقایق صبح امروز دوشنبه، خیابان های تهران صحنه رویدادی بود که فراتر از یک آیین رسمی، به تصویری از حضور جمعی و همبستگی اجتماعی تبدیل شد؛ روزی که میلیونها چشم به یک مسیر دوخته شده و خیابانهای پایتخت، شاهد حرکت سیل آسای مردمی ولایتمدار بود که برای تشییع پیکر رهبر شهید از سراسر ایران و جهان به تهران آمده بودند.
من این گزارش را از میدان آزادی می نویسم. از نگاه یک خبرنگار حاضر در میدان، نخستین چیزی که در این مراسم جلب توجه میکرد، گستردگی حضور و تنوع جمعیتی بود که خود را به مسیرهای منتهی به آیین تشییع رسانده بودند. از دانشگاهیان و پژوهشگران گرفته تا خانوادهها، جوانان، کارگران، کارمندان و اقشار مختلف مردم؛ همه در یک قاب مشترک قرار گرفته اند. سیل عاشقان ولایت.
برخلاف بسیاری از مراسم رسمی که معمولاً با فاصله میان برگزارکنندگان و مردم همراه است، تشییع امروز تصویری متفاوت داشت؛ مردم خود بخشی از اصلیترین روایت این مراسم بودند.
از ساعتهای ابتدایی روز، مسیرهای منتهی به محل تشییع به تدریج مملو از جمعیت شد. من از نخستین دقایق آغاز مراسم، در میان سیل جمعیت قرار گرفته ام. گروههای مختلف مردم، آرامآرام در کنار هم قرار گرفتند و تصویری شکل گرفت که در آن، تفاوتهای فردی جای خود را به یک احساس مشترک داد.
در میان جمعیت، بسیاری از حاضران با تلفنهای همراه خود لحظهها را ثبت میکردند؛ نه برای یک تصویر ساده، بلکه برای نگه داشتن خاطره روزی که خود شاهد آن بودند.
پیرمردی که سالها تجربه تاریخی کشور را در ذهن داشت، در کنار جوانی ایستاده بود که شاید بسیاری از این سالها را تنها از روایتها شنیده بود؛ اما هر دو در یک نقطه مشترک قرار داشتند؛ حضور در یک لحظه تاریخی.
در میان حاضران، حضور دانشگاهیان، جلوهای ویژه داشت. اعضای هیأت علمی، کارکنان و دانشجویان دانشگاه، با حضور در مراسم تشییع، همراه مردم ایران شدند و بار دیگر نشان دادند که دانشگاه، بخشی جدا از جامعه نیست.
در میان جمعیت مشرف به خیابان انقلاب و دانشگاه تهران، چهره هایی از دانشگاه تبریز را می بینم. امکان ایستادن و احوالپرسی نیست. جمعیت امان نمی دهد. دانشگاه تبریز به عنوان یکی از دانشگاههای ریشهدار و اثرگذار کشور، همواره در کنار فعالیتهای علمی و پژوهشی، در عرصههای فرهنگی و اجتماعی نیز نقشآفرین بوده است. حضور خانواده بزرگ این دانشگاه در مراسم وداع و تشییع، نمادی از همین مسئولیت اجتماعی است.
برخی از استادان دانشگاه تبریز را می بینم که در کنار دانشجویان خود در این مراسم حضور یافته بودند، با تأکید بر اهمیت نقش دانشگاه در تحولات اجتماعی، حضور خود را نشانه احترام به یک رویداد ملی و همراهی با احساسات جامعه دانستند.
آن عده از اساتید دانشگاه تبریز که کوتاه با ایشان صحبت کردم، معتقد بودند دانشگاه تنها مجموعهای برای آموزش و پژوهش نیست؛ دانشگاه در متن جامعه زندگی میکند و در لحظههای مهم، در کنار مردم حضور دارد.
دانشجویان بسیاری از دانشگاه تبریز در این مراسم شرکت کرده اند. این دانشجویان حضور خود را فرصتی برای تجربه یک رویداد تاریخی عنوان کردند؛ رویدادی که به باور آنان، بخشی از حافظه اجتماعی نسل امروز خواهد شد.
برای دانشگاهیان دانشگاه تبریز، این مسیر تنها یک سفر جغرافیایی نبود؛ سفری برای همراهی با یک اتفاق ملی بود.
از شهری که خود همواره یکی از کانونهای مهم علم، فرهنگ و تاریخ ایران بوده است، جمعی از استادان، کارکنان و دانشجویان راهی تهران شدند تا در کنار دیگر مردم کشور، در مراسم تشییع حضور داشته باشند.
دانشگاهیان تبریز در این مراسم، نماینده یک مجموعه علمی بودند که همواره تلاش کرده است میان دانش، فرهنگ و جامعه پیوند برقرار کند.
یکی از ویژگیهای برجسته مراسم امروز، حضور گروههای مختلف مردم در کنار یکدیگر بود. تفاوتهای سنی، شغلی و اجتماعی، در این روز رنگ کمرنگتری داشت و آنچه بیشتر دیده میشد، یک احساس مشترک بود.
در طول مسیر تشییع، صحنههای متعددی از همراهی مردم دیده میشد؛ افرادی که به یکدیگر آب تعارف میکردند، مسیر را برای سالمندان باز میکردند و در کنار هم، ساعتها در مراسم حضور داشتند.
این تصاویر، بخش انسانی مراسم را برجسته میکرد؛ تصویری از جامعهای که در یک لحظه خاص، کنار یکدیگر قرار گرفته بود.
برای خبرنگاری که از نزدیک این مراسم را دنبال میکرد، شاید مهمترین ویژگی این روز، نه تنها تعداد حاضران، بلکه عمق احساس و مشارکت مردم بود.
امروز، تهران شاهد یک حرکت بزرگ اجتماعی بود؛ حرکتی که در آن، هر فرد حاضر، بخشی از روایت مراسم به شمارمیرفت.
خاطره روزی که تهران، مردم، دانشگاهیان و همه کسانی که در این مراسم حضور داشتند، در یک روایت مشترک قرار گرفتند؛ روایتی از احترام، همراهی و یک بدرقه تاریخی.

نظر شما :